عامل کشتار بیرحمانه دو پلنگ در موگرمون برای تحمل دو سال حبس روانه زندان شد

پایگاه خبری دیده بان محیط زیست و حیات وحش ایران (iew): بهمن ماه سال گذشته به دنبال دریافت گزارشی مبنی بر شکار غیرمجاز پلنگ در روستای موگرمون از توابع شهرستان لنده در استان کهگیلویه و بویراحمد، با توجه به اینکه محدوده مذکور جزو مناطق آزاد بوده و شهرستان لنده نیز فاقد اداره محیط زیست می باشد، نیروهای یگان محیط زیست از سایر شهرستان ها و مرکز استان، عازم منطقه مذکور شدند. (لینک خبر در زمان انتشار)

طی هماهنگی با دادستان و فرماندار، تحقیقات مامورین در این زمینه آغاز و بر اساس تصاویر و اطلاعات به دست آمده دو مظنون در این رابطه شناسایی و بازداشت شدند.

مدیر کل حفاظت محیط زیست کهگیلویه و بویراحمد در این باره به خبرنگار دیده بان گفت: در جریان تحقیقات صورت گرفته و بازجویی از مظنونین مشخص شد دو پلنگ توسط متخلفین در ارتفاعات روستای موگرمون کشته شده اند.

سید اسداله هاشمی اظهار داشت: مامورین موفق شدند لاشه یکی از دو پلنگ کشته شده را کشف و به اداره محیط زیست منتقل نمایند و اما لاشه پلنگ دوم در ارتفاعات باقیمانده و هرگز کشف نگردید.

………………..لاشه یکی از دو توله پلنگ کشته شده که دم و دست ها و پایش نیز قطع شده است

متهمان پس از دستگیری به مراجع قضایی معرفی و با دستور دادستان جهت تحقیقات در اختیار پلیس آگاهی قرار گرفتند.

در جریان رسیدگی به این پرونده در دادگاه عمومی شهرستان لنده، دادگاه با استناد به گزارش نیروهای محیط زیست، تحقیقات بعمل آمده و اعترافات متهمین و سایر محتویات پرونده بزهکاری متهمین را محرز و مسلم دانست.

بنابراین متهمین به تحمل دو سال حبس و پرداخت ۱۶۰ میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شدند.

با اعتراض وکیل مدافع متهمین به رای صادره پرونده برای بررسی مجدد به شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان کهگیلویه و بویراحمد ارجاع شد.

متهم ردیف اول در تجدیدنظر خواهی مدعی شد که اعترافات وی در مراحل بازجویی تحت شکنجه بوده است و منکر کلیه اتهامات وارده شد.

در جریان بررسی مجدد پرونده قضات دادگاه تجدیدنظر متهم ردیف دوم را به دلیل عدم وجود ادله کافی از اتهامات وارده تبرئه نموده و موضوع مرگ دومین پلنگ را به دلیل عدم کشف لاشه و کمبود مستندات غیر قابل اثبات دانستند.

اما قضات تجدیدنظر در مورد متهم ردیف اول ایراد و اعتراض موثری که موجبات نقض حکم دادگاه بدوی را فراهم کند تشخیص نداده و صرفا جریمه نقدی ۱۶۰ میلیون تومانی (ضرر و زیان وارده به محیط زیست) را نیازمند ارائه دادخواست حقوقی جداگانه از سوی محیط زیست دانستند.

بنابراین قضات دادگاه تجدیدنظر حکم دادگاه بدوی مبنی بر تحمل دو سال حبس برای متهم ردیف اول را تایید و این حکم را قطعی و لازم الاجرا دانستند.

با قطعی شدن رای در دادگاه تجدید نظر، پرونده به واحد اجرای اجکام ارجاع شده و متهم جهت گذراندن دوران محکومیت خود (دو سال حبس) روانه زندان خواهد شد.

همچنین بر اساس  آخرین نرخ بهای جانوران وحشی به لحاظ مطالبه ضرر و زیان وارده به محیط زیست، جریمه قابل پرداخت از بابت صید و شکار پلنگ معادل هشتصد میلیون ریال تعیین شده است که متهم می بایست این مبلغ را نیز به حساب دولت واریز نماید.

—————————————————————————————————————————————————————————–

آخرین اخبار محیط زیست و حیات وحش کشور را بصورت لحظه ای و در کوتاه ترین زمان از طریق کانال تگرام دیده بان دریافت کنید.

+22
-1
  

12 دیدگاه

  1. مسعود شهرابی می‌گوید:

    بهتر بود در همون زمان با همراهی متخلفین و حضور در ارتفاعات لاشه پلنگ دوم پیدا میشد تا متخلف دوم هم بابت جنایت کثیفی که انجام داده محاکمه ای در خور بشه

    البته وظیفه مسئولان سازمان هنوز تمام نشده و سازمان باید بابت اعتراف متخلفین، نسبت به رای دادگاه اعتراض و پیگیر قضیه باشه تا دیگه شاهد چنین اتفاقات تلخی نباشیم و البته منتظر پیگیری مسئولان سازمان جهت دریافت خسارت از متخلفین خواهیم بود

    دو سال زندان برای کسی که به آسانی گونه ای چون پلنگ رو کشته و حتی افتخار هم می‌کنه می‌تونه یه درس عبرت باشه

    وضعیت یوز در کشور فوق‌العاده فوق‌العاده فوق‌العاده! نگران کننده هست حواسمون باشه در زمانی که سازمان محیط‌ زیست هم همچون سازمان منابع طبیعی زیر دست و به نوعی جولانگاه مسولان جهاد کشاورزی شده نباید اجازه داد وضعیت پلنگ و دیگر گونه ها همچون یوز بشه، نجات یوز پیشکش مهندسان کشاورزی! که تکیه بر مسندهای سازمان ح م ز زدن!!!!

    پر طرفدار Thumb up 38 Thumb down 15

    • رضا۱۳۹۴ می‌گوید:

      دوست عزیز متاسفانه طبیعت کشور و بالاخص استان کهکیلویه و بویراحمد از یک سو گرفتار تعدادی شکارچی شده که می خواهند کل وحوش را به سیخ بزنند و یا برای لذت یوز یا پلنگ و خرس را هدف بگیرند و حتی نظرات منطقی را نمی پسندند و منفی می دهند. و از سوی دیگر سازمان محیط زیست که به گفته آقای کلانتری بودجه اش از یک ناحیه تهران کمتر است و تکافوی حقوق پرسنل اندکش را نمی کند و دربسیاری ازجاها مثل این ناحیه حتی بک مامور وجود ندارد و از سوی دیگر متاسفانه فرهنگ فکر به منافع شخصی و مسایل دیگر در افراد جایگزین دلسوزی و فکر انجام کار به طریق احسن و کم هزینه را گرفته و هزینه کارها بالاتر رفته و کارها دشوارتر شده است که نمونه اش در مطلب مربوط به روز یوز آمده بود که به جای اقدام موثر ازدیاد این حیوان، صرف رنگ کردن صورت بچه ها و کارهایی ازاین دست شده است و با این اوصاف تنها امید برای بقای این جاندران قرق واقعی نواحی مناسب است که شاید خود طبیعت بتواند خود را ترمیم و بازسازی کند.

      پر طرفدار Thumb up 31 Thumb down 7

      • Vahid می‌گوید:

        دوست عزیز به جامعه شکارچی لطمه نزنین اینها شکارکش هستن و اصلا از شکار هیچی نمیدونن شکارچی لذت از طبیعت و شکار میبره اینها شکارکش هستن که فقط میکشن مثل حیوون درنده مرگ بر شما بی وجدانها

        پر طرفدار Thumb up 22 Thumb down 14

  2. DORNA می‌گوید:

    حیف از طبیعت کهکیلویه و بویراحمد که همچین شیاطینی ازش بهره کشی می کنند…

    پر طرفدار Thumb up 38 Thumb down 8

  3. خورشید می‌گوید:

    باید اعدام کرد این لعنتی ها رو!!!! خاک از پذیرفتن لاشه ی کثیف چنین موجوداتی شرم می کنه بخدا…..

    پر طرفدار Thumb up 38 Thumb down 35

    • خورشید عزیز، من شما را نمی شناسم، ولی به تجربه پی برده ام که از دلسوزان این سر زمین غارت شده و خشکیده می باشید. ولی ای کاش این واژه ی لعنتی اعدام را بکار نمی بردید. مسئول، مسئولین هستند، زیرا تفنگ می فروشند، جواز می دهند، قرق های ملی را برای کشتار اجاره می دهند و …(در یک کلام تجارت می کنند).
      همین تفنگ بادی که برای تجارت می فروشند حتی در خطه ی سر سبز شمال نسل بسیاری از پرندگان کوچک و متوسط را تقریبن انداخته. ولی تاجر تفنگ همچنان کار خود را برای بیشتر پولدار شدن، بی خیال همه چیز ادامه می دهد. این افراد نا آگاه، بی سواد و بیچاره هم قربانی شرایطی هستند که مسئولین و تفنگ فروشانِ تاجر ایجاد کرده اند.
      ۱ – باید فرهنگ سازی کرد؛ باید به مردم حالی نمود که طبیعت و حیات وحش ایران عزیز ما در خطری بسیار جدی و تاریخی تهدید می کند.
      ۲ – نباید وسیله ی کشتار در دست مردم باشد. کسانی که براحتی وسیله ی کشتار را به دست مردم می رسانند تا تجارت کنند، اصلی ترین مجرمین هستند. حتی در خانه های شهری در ایران امروز گاه چند تفنگ بادی یافت می شود. شما یک لحظه فکر کنید که اگر هر کسی در طول سال بطور متوسط فقط ده پرنده را به قتل برسانَد، دیگر چه می مانَد!؟

      پر طرفدار Thumb up 15 Thumb down 8

  4. Kaveh می‌گوید:

    انصافا ادم حیفش میاد نام این دو شکارکش رو انسان بذاره
    اخه کثافت کشتن موجود که دیگه بجز تعداد اندکی از انها باقی مانده چطور می تونی نشونه بری ودستت رو روی ماشه فشار بدی ؟؟
    تو بعد از کشتن ان موجود زیبا قادر هستی شبها راحت بخوابی !!!
    تف به شرفت

    پر طرفدار Thumb up 45 Thumb down 1

  5. زیتون می‌گوید:

    پلیس اگاهی شکایت کنه که بهش تهمت شکنجه کردن زدن……یارو فکرده کیه …..عامل یازده سپتامبر……رو که نیست……. با قناصه تو همون کوه باید زدش …..اگه موقع قضای حاجت باشه هم بهتر …..بار طنزش بیشتره و عبرت آموز(انسان چقدر موجود آسیب پذیری است)…….

    داغ Thumb up 8 Thumb down 8

  6. سلام دوستان
    گاه افرادی خطایی می کنند(فرقی ندارد، خطایی بزرگ و یا کوچک) و به زندان می افتند و بعد از آن خیلی تغییرات منفی در آن ها به وجود می آید؛ در صورتی که در بیرون امکان آموختن آن قانون شکنی ها را نداشتند. در ثانی وقتی انسانی زندانی می شود، نظم خانوادگی او نیز بر هم می خورَد چنان، که حتی می تواند بکلی از هم گسیخته شود.
    نتیجه: زندان های کشور پر است از زندانی؛ لبریز است. لطفن مجازات ها را تا جایی که ممکن است تبدیل نمایید. اگر از نظر قانونی این امکان وجود ندارد به مجلس و سازمان های مربوطه رجوع کنید تا راه حلی یافته شود.

    خوب است این را نیز باز تکرار کنم: بسیارانی براستی از وضع محیط زیست و حیات وحش به شدت ضربه خورده ی ایران خبر ندارند، در نتیجه فکر می کنند هنوز می توان شکار کرد، می توان درخت برید. به نظر من اگر بسیاری از آن افراد آگاهی کافی داشتند، شاید جانشان می لرزید وقتی به فکر شکار و یا بریدن درختان برای اهداف صنعتی و تجاری می افتادند.
    حد اقل می توان برای اولین خلافکاری زندانی نکرد و شکل دیگری از جریمه را در نظر گرفت(مالی، کمک به سازمان های محیط زیست، درختکاری اجباری و …)
    طبیعت ایران و حیات وحش ایران دیگر توان آن را ندارد که در آن درختی بریده، و یا جانور و پرنده ای شکار شود. پس باید بهش استراحت چند ده ساله داد.

    برای اینکه هم میهنان ما آگاهی کافی داشته باشند باید افرادی متخصص و دلسوز میهن پیوسته به مناطق مربوطه بروند و با سخنرانی های دوستانه ی خود فرهنگ سازی نمایند؛ این شدنی است. بیایید یک لحظه کمی به گذشته برگردیم و به یاد بیاوریم که در زمانی نه چندان دور وقتی با هیاهوی مردم فریبی و فقط برای سودجویی جنگل ها را بیرحمانه غارت می کردند؛ حتی بعضی افراد گولخورده و یا منتظر پاداش برایشان مطلب می نوشتند و به به! و چه چه! سر می دادند. کاری که به شدت شرم آور بود؛ ولی امروز بخش بزرگی از مردم دارای آگاهی کافی می باشند و می دانند جنگل در ایران زمین خشکیده ارزشش خیلی خیلی بیشتر از این هاست که برای کاغذ و … بریده شود.

    حق مردم را از دزدان بیت المال، رشوه گیران، باند بازان، مالیات گریزان*، وامچی ها** و در یک کلام از انواع غارتگران بستانید و همه ی چوب و کاغذ لازم را وارد نمایید؛ و هم به حیات وحش میهن استراحت چند ده ساله دهید.

    پیوسته یعنی ناگسسته فرهنگ سازی کنید؛ یعنی در بابِ اهمیت حفظ حیات وحش و طبیعت میهن اطلاع رسانی نمایید تا همه بدانند چه بر سر این سر زمین آمده.

    * ایران ما از مالیات گریزترین کشور های جهان است. باید قوانینی تصویب و اجرا شود که نه در حرف(مردم از شنیدن های بی عمل به شدت خسته و بیزارند) بلکه عملن بتواند جلوی مالیات گریزی را بگیرد. چرا باید یک معلم، یک کارمند، یک کارگر بعد از پرداخت مالیات، حقوق خود را دریافت دارد، ولی هزاران میلیاردی ها با کاغذ بازی و مدرک سازی و یا خود را ورشکسته اعلام کردن و … بتوانند بگریزند!؟
    راستی، چرا!؟ به کدامین دلیل!؟

    ** همینک طبق آمار بانک مرکزی ایران، گنده وامچی های مفتخور ۱۰۵ هزار میلیارد پول مردم را سال هاست گرفته اند و پس نمی دهند.

    پر طرفدار Thumb up 18 Thumb down 6

  7. در ادامه ی منگفت قبلی خود باید اضافه نمایم که سازمان محیط زیست هرچه زودتر باید به وزارتخانه تبدیل شود و بودجه ی کافی داشته باشد؛ زیرا موضوع آن نه فقط کم اهیمت تر از موضوعات وزارتخانه های دیگر نیست، بلکه بیشتر است.

    پر طرفدار Thumb up 17 Thumb down 6

  8. اریا می‌گوید:

    اقدامات اولیه و ابتدایی جهت حفاظت از محیط زیست و حیات وحش: ۱- صنعتی شدن و کاهش نرخ بیکاری و ایجاد شغل بر اساس بالاترین معیارهای زیست محیطی

    ۲- تشکیل وزارت محیط زیست و بسیج بودجه و امکانات اگر واقعا محیط زیست دغدغه اصلی کشور می باشد.

    ۳- تکثیر و پرورش و سپس رها سازی با مشارکت جامعه دوستاران حیات وحش.

    ۴- ایجاد باشگاههای تیراندازی جهت تخلیه روانی شکارچیان.

    ۵- بازنگری و ایجاد محدودیت های واقعی برای گله های پر شمار دام های اهلی و سرشماری منطقه ای و تخصیص مالیات بر چرای دام که اصلیترین عامل استرس و فشار به زیستگاهها هستند.

    ۶- خلع سلاح عشایر و جوامع محلی در این دوره دیگر دم از برنو و ام یک فرسوده زدن و مرزداری عشایر غیور خود گول زدن می باشد.

    ۷- جلوگیری از قاچاق سلاح و فشنگ که اغلب توسط همین جوامع محلی و عشایر انجام می گردد.

    ۸- اختصاص برنامه های فاخر رسانه ملی و استانی به مسئله محیط زیست و سهم و وظیفه ما در قبال آن.

    ۹- جلوگیری از قاچاق دام زنده به کشور عراق و بلعیدن مراتع استانهای زاگرسی به بهانه صادرات و اشتغالزایی برای چند چوب دار که مجبور شویم از آنطرف گوشت منجمد وارد کنیم.

    ۱۰- تشویق و تسهیل برای ایجاد قرق های خصوصی و درآمد زایی بخش توریسم شکار و گردشگری با اشتغال زایی و شریک نمودن جوامع محلی در این مهم

    ۱۱- ورود مراجع دینی و مبارزه با خرافاتی از قبیل استفاده گوشت چوله و گراز و خرس و پلنگ که دارد رواج می یابد.

    ۱۲- عدم دخالت در تجمع های سیاسی بنفع شخص و جناح بازی که این روزها انگار دغدغه اصلی تشکل های زیست محیطی و ان جی او ها شده است. و رسالت واقعی خود را فراموش نموده اند.

    ۱۳- جایگزین نمودن جرائم زیست محیطی با جریمه هایی که واقعا بازدارنده باشند نه چون افزایش بهای جریمه که موجب به خطر افتادن بیشتر جان محیط بانان گردد.

    ۱۴- درختکاری ، بذر پاشی و نجات تالابها و رودخانه ها ، مبارزه با افزایش غیرکارشناسی باغات و مزارع دیم.اختصاص و احداث آبشخور در ارتفاعات برای همه جانداران باقی مانده.توسط جوامع محلی ، سازمان حفاظت از محیط زیست و تشکل های زیست محیطی.

    ۱۵- مقابله با سگ های ولگرد و سگ های گله که نقش زیادی در انتقال بیماری ها و افزایش استرس به زیستگاهها دارند

    داغ Thumb up 12 Thumb down 11

  9. یوز یزدی می‌گوید:

    باید سازمان مجازات سنگین تری برای شکارچیان غیر مجاز قرار دهد

    پر طرفدار Thumb up 5 Thumb down 0

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>