پلنگ در پارک ملى توران یک گورخر ماده و یک کره گورخر را شکار کرد

پایگاه خبری دیده بان محیط زیست و حیات وحش ایران (iew): چند روز قبل نیروهای یگان محیط زیست پارک ملی توران حین گشت و پایش در کنار یک آبشخور متوجه لاشه یک گورخر ماده شدند.

رییس ذخیره گاه زیستکره توران در این باره گفت: روز بعد محیط بانان مجددا در اطراف همان محل با لاشه یک کره گورخر که احتمالا کره ی همان گور ماده ای بوده که روز قبل شکار شده بود، مواجه شدند.

احمد رادمان اظهار داشت: آثار دندان پلنگ بر روی گردن، نوع تغذیه از لاشه ها، ردپا و سایر شواهد بیانگر آن بود که هر دو حیوان توسط پلنگ شکار شده اند.

شب بعد محیط بانان حین گشت زنی در همان محل پلنگ را بر سر لاشه گورخر ها و حین تغذیه مشاهده کردند اما به دلیل تاریکی شب موفق به تصویر برداری نشدند.

پلنگ بیشتر از کره گورخر تغذیه کرده و مقدار کمی نیز از لاشه گورخر ماده را خورده بود.

—————————————————————————————————————————————————————————–

آخرین اخبار محیط زیست و حیات وحش کشور را بصورت لحظه ای و در کوتاه ترین زمان از طریق کانال تگرام دیده بان دریافت کنید.

+42
-107
  

12 دیدگاه

  1. همیار می‌گوید:

    نوش جونش

    پر طرفدار Thumb up 50 Thumb down 47

  2. نیما می‌گوید:

    آخه این سازمان محیط زیست چرا این قدر بی مسؤولیته ؟!!!

    همین که پلنگ خورده ، دیگه همه چی خوبه ؟!

    گورخر در معرض انقراضه ولی پلنگ وضعیت نسبتا خوبی داره .

    چرا باید این قدر سهل انگاری بشه تا گونه در معرض انقراض از بین بره !!!

    پر طرفدار Thumb up 53 Thumb down 43

    • خورشید می‌گوید:

      دوست عزیز
      جمعیت یک گونه ی جانوری هرگز بر اثر شکار توسط جانوران شکارچی همون منطقه تهدید نمیشه! این سازوکار و برنامه ریزی طبیعته و میزان زاد و ولد علفخواران با تلفاتشون بر اثر کهولت سن، بیماری و شکار تنظیم میشه. مگر اینکه دست خرابکار انسان در کار باشه و جمعیت علفخواران با شکار یا عوامل طبیعی مثل بیماری های مهلک و خشکسالی و غیره تهدید بشه.
      اما در این مورد، این گربه ی باشکوه و زیبای سرزمینمون که افتخار حیات وحش ماست دقیقا حق و سهم خودش رو خورده که نوش جونش هم باشه! نه از طبیعت دزدیده و نه صرفا بخاطر لذت بردن بیمارگونه از خونریزی و کشتار دست به شکار زده. مطمئن باشید تا وقتی که پای انسان از دایره ی تصمیمات طبیعت بیرون باشه همه چیز در جای درستش قرار داره و حتی اگر یک گونه ی جانوری یا گیاهی منقرض بشن خود طبیعت بوده که اونها رو به نفع گونه های دیگر و مجموعه ی اکوسیستم از چرخه خارج کرده و حتما هم تصمیم درستی بوده.

      داغ Thumb up 41 Thumb down 47

      • خورشید عزیز بخاطر طبیعت دوستی، شما نزد من احترام خاص دارید. ولی اجازه بدهید در این مورد با شما دوست عزیز نادیده مخالفت کنم. گونه های در حال انقراض نباید شکار شوند. چه کسی گفته که پلنگ مهمتر از گورخر است!؟ هر دو مهم اند و باید حفظ شوند. باید دنبال راه چاره گشت؛ وگرنه اگر این چند ده گورخر هم شکار پلنگ عزیز شوند، هیچ مشکلی حل نمی شود، فقط یک گونه ی بسیار نادر در جهان، در میهن ما نسل اش منقرض می شود و این حیف است؛ خیلی حیف است؛ خیلی خیلی حیف است. در ضمن اگر به من بگویند که فقط یکی را باید انتخاب کنید، من گورخر را انتخاب می کنم.
        چرا؟
        برای اینکه پلنگ در همه جای ایران عزیز ما کمابیش یافت می شود – از شهرستان ماسال بی نهایت زیبا(زادگاهِ من) تا مناطق جنوبی و شرقی و غربی میهن؛ ولی گورخر فقط در مناطقی خاص می زید و بسیار نیز آسیب پذیر است؛ آسیب پذیرتر از پلنگ. اگر با من باشد، من برای حفظ جان گورخر ها حتی دستور جابجایی پلنگ های منطقه ی گورخر چَر را به جای مناسب تری می دهم که هم طعمه ی کافی برای پلنگ آنجا باشد و هم به چراگاهِ گورخران نزدیک نباشد.
        دست شما گرامی دوست را گرم می فشارم و ممنونم بخاطر این همه عشق به طبیعت، ولی نه در این مورد خاص.

        داغ Thumb up 29 Thumb down 33

        • خورشید می‌گوید:

          درود بر جناب حبیبی عزیز. عرض ادب و احترام خدمت شما دوست بزرگوار
          عرض بنده اصلا به این معنا نبود که اهمیت وجود پلنگ بیش از گور هستش و یا انقراض گور آسیایی که اهمیتش برای همه ی ماها روشنه اشکالی نداره. من عرض کردم که شکار در چارچوب کاملا طبیعی و توسط جانوران شکارچی نمی تونه به تنهایی باعث انقراض یک گونه باشه، مگر اینکه از قبل از طرق دیگری مثل دخالت های انسانی و یا تغییرات آب و هوایی و جغرافیایی فشار بر روی اون گونه از حد گذشته باشه و جمعیتش رو در معرض تهدید قرار داده باشه! پلنگ ها در ابتدا هرگز عاملی برای کاهش تعداد گورها نبودند. بلکه کشتار بی حد و دیوانه وار کشتارچی های لجام گسیخته، محدود شدن محیط زندگی بخاطر رفت و آمدهای بیش از حد انسان و دام، تاثیر مخرب احداث معادن در اون مناطق، تصادفات جاده ای و عوامل دیگری که شما بهتر از حقیر از اونها مطلع هستید عامل این موضوع بوده. همونطور که دقیقا همین عوامل به علاوه ی شکار طعمه های طبیعی باعث فشار بی حد بر پلنگ ها و کاهش چشمگیر جمعیت این گونه شده و اونها رو ناگزیر به فرود آمدن از ارتفاعات و شکار در دشت ها کرده.
          پس دخالت انسانی در مناطق زیست هر یک از این جانوران ارزشمند و تلاش برای جابجایی اونها نه تنها راه حل مشکل نیست، بلکه تبعات بسیار منفی دیگری خواهد داشت که شرح اونها مجالی دیگر می طلبه.
          اولین و مهمترین راه حل این معزل کوتاه کردن دست قاتلان حیات وحش و همینطور افزایش فاصله ی مردم بومی و دام ها و سگ هاشون از قلمروی گورهاست. و پس از اون ایمن سازی راه ها، کنترل و محدود کردن فعالیت های صنعتی و معادن که بطور جدی مخل آرامش حیت وحش هستن. و موارد دیگری که باید در سایه ی مدیریت متخصص و متعهد و دلسوز طبیعت و البته افزایش نیروی شریف محیط بان و تجهیزات تخصصی محافظت. به امید آن روز……

          داغ Thumb up 19 Thumb down 19

          • دوست گرامی «خورشیدِ» دلسوز میهن سلام بر شما
            من با همه ی سخنان دلسوزانه ی شما موافقم؛ و سر تعظیم فرود می آورم بخاطر این همه عشق به طبیعت. درود بر مادری که شما را زاد! ولی در این مورد خاص، سخن از موضوعی خاص و بسیار مشخص در میان است، و آن شکار همزمانِ دو گورخر است، به وسیله ی پلنگ؛ این خطرناک است و باید فورن متوقف شود.
            چگونه؟
            من وارد ریزه کاری نمی شوم. بگذار متخصصین امر ژرف بیندیشند و تصمیم بگیرند. ژرف اندیشی که ایرانیان از دیرباز به آن توجه خاص داشتند، درمان ماست.
            «یکی ژرف بین است شاه یمن – که چون او نباشد به هر انجمن»(شاهنامه ی جاودانِ فردوسی بزرگ)
            وقتی فریدون هیئت ایرانی را به سر کردگی «جَندل» به یمن می فرستد، این را به آن ها گوشزد می کند. آن زمان ها هم در نوع خود «برجام» هایی بوده. ما اگر از فریدون و شاهنامه ی جاودان می آموختیم، اینک دریاچه ی طبی ارومیه و هامون عزیز که پر است از زیبایی وقتی که همراه بادِ پرسه زن، گله ی گاو ها و گام میش ها با نیزار های تماشایی، اوج زیبایی را چنان می آفرینند شگفت انگیز، که در سخن نگنجد؛ باید رفت و دید.
            در خیال، زیبای هامون دیده است – اشک در چشمان من پیچیده است
            یکبار دیگر بخاطر ایراندوستی و طبیعت دوستی شما بر شما درود می فرستم.
            در زمانه ای که خطرهاست در کمین – پر ز روشنای «خورشید» باد ایران زمین!

            داغ Thumb up 18 Thumb down 24

  3. شکارچی قانونی می‌گوید:

    Hidden due to low comment rating. Click here to see.

    کم طرفدار Thumb up 33 Thumb down 64

  4. حمیدرضا احمدی می‌گوید:

    گورخر تو دشت زندگی میکنه. پلنگ اینقدر از کوه میاد پایین که گورخر شکار کنه؟؟

    پر طرفدار Thumb up 35 Thumb down 20

  5. سلام دوستان
    نگرانی نیما و پرسش حمیدرضا بجاست. تعداد گورخر بسیار اندک است و اگر اینگونه پیش رود حتمن نسل آن ور می افتد. پلنگ اگر در بالادست طعمه گیر نیاوَرَد به دشت و روستا سرازیر می شود. پلنگ در دو حالت به پایین دست می آید، یکی وقتی زخمی و یا بیمار است و دیگر حالت فشار گرسنگی کُشنده می باشد. غذای پلنگ نباید گورخر گردد؛ حتمن لازم است فکری اساسی شود. یادمان نرود که این تعداد بسیار اندک گورخر زمانی ماندند که پلنگ و حتی گرگ در بعضی مناطق رو به انقراض رفته بود. اگر بخواهیم گورخر غذای پلنگ گردد حتمن نسل گورخر در ایران زمین از بین می رود. اهمیت گورخر از پلنگ کمتر نیست. متخصصین امور لطفن به فکر راه حل های اساسی باشند. اینکه بنویسیم «نوش جان» راه حل نیست. خوب این چند ده گورخر هم «نوش جان» شد، و نسل اش ور افتاد، بعد چی؟
    پیروز باشید!

    داغ Thumb up 35 Thumb down 33

  6. لاردان می‌گوید:

    Hidden due to low comment rating. Click here to see.

    کم طرفدار Thumb up 23 Thumb down 36

  7. کبک دری سبزکوه می‌گوید:

    طعمه اصلی پلنگ کل و بز است
    وقتی این طعمه ها در دسترسش نباشند از ارتفاعات که زیستگاه اصلیش هست پایین میاد به اطراف روستاها و دشتها برای تغذیه و این میشه نتیجه کار یا گورخر یا دام های اهلی رو شکار میکنه

    پر طرفدار Thumb up 30 Thumb down 7

  8. پلنگ ایرانی می‌گوید:

    شما مطمعا باشید اکر پلنگ طعمه خوب داشته باشد دنبال گور خر نمیره
    باید برنامه ریزی جوری باشه که کل وبز و خوک وگراز تو منطقه زیاد بشه

    پر طرفدار Thumb up 17 Thumb down 2

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>