به مناسبت ۹ شهریور، روز ملی یوزپلنگ ایرانی

پایگاه خبری دیده بان محیط زیست و حیات وحش ایران (iew): از سال ۱۳۸۶ همه ساله نهم شهریورماه به عنوان «روز ملی حفاظت از یوزپلنگ ایرانی» گرامی داشته می شود.

در نهم شهریور سال ۱۳۷۳ یک یوزپلنگ ماده که به همراه سه توله اش برای خوردن آب به نزدیکی شهر بافق آمده بودند مورد حمله افراد بومی قرار گرفتند. یوز مادر زخمی شده و فرار کرد و دو توله زیر ضربات بیل و کلنگ کشته شدند.

………………تصویر: لاشه خواهران مارتیا که توسط اهالی حاشیه بافق کشته شدند / شهریور ۱۳۷۳

محیط بانان تنها قادر به نجات یک توله یوز ماده شدند، پیکر نیمه جان توله را از مرگ حتمی نجات دادند و نام او را ماریتا گذاشتند.

مارتیا تا زمان مرگش در سال ۱۳۸۳ به تنهایی در پارک پردیسان تهران زندگی کرد.

………………………………………….……تصویر: مارتیا در پارک پردیسان تهران

یوزپلنگ به چه معناست؟

همانگونه که مشخص است، یوزپلنگ ترکیبی از دو کلمه یوز و پلنگ است. یوز در فارسی، بن مضارع یوزیدن است و فعل یوزیدن به معنای “جستن، جهیدن، جستجو و طلب کردن” می باشد. به عبارت دیگر یوز یعنی جوینده، طلب کننده و شکار کننده. از آنجا که از سگ های شکاری هم برای تعقیب و گرفتن شکار استفاده می شده، به آنها هم یوز گفته می شده است.

با توجه به تعاریف فوق، بدیهی است که یوزپلنگ به معنای پلنگی است که به دنبال شکار می گردد و به اصطلاح با یوزیدن آنرا می گیرد. شاید بتوان گفت که در گذشته برخی بر این باور بودند که یوزپلنگ نوعی پلنگ است و عنوان “پلنگ شکاری” نیز دلیل دیگری بر این مدعا است. البته برخی یوزپلنگ را نوعی یوز می دانستند که پدر یا مادر آن پلنگ باشد و به همین ترتیب، یوز شیر یعنی یوزی که یکی از والدینش شیر بوده است. بعلاوه، واژه دیگری بنام “هوبر” در گذشته وجود داشته که آنهم به معنای یوز و توله یوز بوده، ولی به نظر می رسد که این کلمه امروزه منسوخ شده است. با مراجعه به اشعار و متون قدیمی ایرانی، می توان دریافت که در گذشته این جانور با نام یوز شناخته می شده و کمتر به آن یوزپلنگ گفته می شده است.

تاریخچه یوزپلنگ آسیایی:

در گذشته، زیستگاه یوز پراکندگی وسیعی از ایران و عربستان تا هندوستان و ترکمنستان را شامل می شده است. در میان آثار باستانی، مهری مربوط به هزاره سوم پیش از میلاد در میانرودان یوزپلنگی را در کنار مربیش به تصویر میکشد. شاهان آشوری از یوزها برای شکار بهره میگرفتند. در سوریه و فلسطین، جنگجویان صلیبی از شکار آهو توسط یوز سخن به میان آورده اند و گزارش شده است که یکی از شاهان سده پانزدهم میلادی در ارمنستان گله هایی از یوزها به شمار حدود صد عدد از این جانوران داشت. حالا اما نسل یوز آسیایی جز در ایران در سایر کشورها منقرض شده است.

تا پیش از جنگ جهانی دوم، جمعیت یوزپلنگ در ایران حدود ۴۰۰ عدد بود که تقریبا در تمام مناطق استپی و صحرایی نیمه شرقی کشور و بخش هایی از نواحی غربی کشور نزدیک مرز عراق دیده می شد اما ورود جیپ بعد از جنگ منجر به کشتار گسترده طمعه های مورد علاقه یوز به خصوص آهو و جبیر شد و در نتیجه جمعیت یوزپلنگ به شدت کاهش یافت.

در سال ۱۳۳۸ کانون شکار وقت ایران یوزپلنگ را حمایت شده اعلام نمود. با اعمال اقدامات حفاظتی، جمعیت طعمه در بسیاری از مناطق کشور روبه افزایش نهاد که این باعث افزایش جمعیت یوزپلنگ نیز شد. مشاهده یوزپلنگ در مناطق مختلف افزایش یافت که این احیا جمعیت نتیجه تاثیرات قوانین و مقررات حفاظتی بود که اعمال شد. در اواسط دهه ۱۳۵۰، جمعیت یوزپلنگ در ایران ۳۰۰-۲۰۰ عدد تخمین زده می شد. در آن زمان، قلمرو یوزپلنگ تقریبا تمام مناطق کویری نیمه شرقی کشور را در بر می گرفت که از جمعیت انسانی کمی برخوردار بود.

در اواخر دهه ۱۳۵۰ حفاظت از حیات وحش برای چند سال دچار اختلال شد. اکثر مناطق به وسیله دامداران اشغال و دشت های صاف و استپ ها جولانگاه ماشین ها و موتورسیکلت های قدرتمند صحرایی گردید که گونه های کویری مثل آهوی ایرانی، جبیر، گورخر و همچنین یوزپلنگ را تعقیب و شکار می کردند. منطقه حفاظت شده خوش ییلاق که زمانی مناسبترین زیستگاه یوزپلنگ در آسیا بود تقریبا از بین رفت.

یوزپلنگ از بسیاری از مناطق زیست خود ناپدید شد و محدوده پراکنش آن به بعضی مناطق دور دست که در آنجا طعمه کافی و امنیت نسبی وجود داشت محدود شد.

وضعیت فعلی یوزپلنگ آسیایی در ایران

بر خلاف آنکه برخى مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست و پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایى سعى میکنند تا وضعیت یوز را مطلوب و روند احیاى جمعیت این گونه ارزشمند را مثبت ارزیابى کنند اما حقیقت این است که شرایط یوز بسیار بحرانى است، بطوریکه با ادامه روند فعلى، انقراض یوزپلنگ آسیایى در آینده اى نزدیک حتمى خواهد بود.

تا حدود هشت الى ده سال قبل نیز یوزپلنگ شرایطى به مراتب مطلوب تر از امروز داشت و گزارشاتى مستند از زادآورى این گونه حداقل در ده زیستگاه مختلف در استان هاى یزد، خراسان جنوبى، سمنان و خراسان شمالى بطور مرتب به ثبت می رسید.

در مردادماه سال ۱۳۸۷ محیط بان جواد شکوهی از یک یوزپلنگ ماده و سه توله اش در پارک ملی سیاهکوه تصویر برداری نمود. (عکس زیر)

در حدود سال ۱۳۸۵ دوربین های تله ای تصویری از یک خانواده پنج فردی یوز را در پناهگاه حیات وحش دره انجیر به ثبت رساندند. (عکس زیر)

همچنین دو یوزپلنگ نر و ماده به نام کوشکی و دلبر بیش از سه سال و نیم است که به تهران منتقل شده و در اسارات بسر می برند.

کارشناسان تاکنون موفق به فراهم نمودن شرایط برای زادآوری این دو یوز نشده اند.

……………………………………………….دلبر و کوشکی در پارک پردیسان تهران

همچنین دیماه سال گذشته یک توله یوزپلنگ ماده توسط عده ای از متخلفین در پناهگاه حیات وحش میاندشت زنده گیری و به تهران منتقل شد.
این توله یوز با تلاش یگان محیط زیست و پلیس امنیت استان تهران از قاچاقچیان کشف و به کلینیک حیات وحش پردیسان منتقل شد. (لینک مرتبط)

به دلایل گوناگون که مهمترین آن سوء مدیریت مى باشد زادآورى یوزپلنگ در تمامى زیستگاه هاى این گونه به غیر از ذخیره گاه زیستکره توران و پناهگاه حیات وحش میاندشت متوقف شده و جمعیت های یوز در این مناطق از بین رفته اند. هر چند جمعیت و زادآوری یوز در همین دو زیستگاه (توران و میاندشت) نیز به شدت کاهش یافته است.

طی شش سال اخیر حداقل سه یوزپلنگ ماده و چهار توله در مسیری به طول حدودا ده کیلومتر در محور سمنان – مشهد در محدوده عباس آباد توران بر اثر برخورد با خودرو از بین رفته و سه توله بدون مادر نیز از این حوادث بجا مانده اند که به احتمال بسیار زیاد آنها نیز به دلیل آسیب پذیر بودن تلف شده اند.

مرگ این شش یوزپلنگ و مرگ احتمالی سه توله بجا مانده از مهمترین دلایل انقراض احتمالی یوزپلنگ در ایران به شمار خواهد رفت.

در کمال ناباوری در طول این شش سال هیچ اقدام موثری در راستای ایمن سازی این مسیر کوتاه صورت نگرفته است. در عوض متولیان حفاظت از این سرمایه ارزشمند ملی مشغول رنگ آمیزی صورت کودکان و توانمندسازی جوامع محلی ساکن در حاشیه زیستگاه های یوز از طریق برگزاری جشنواره های گوناگون بوده اند.

اما مشخص نیست این توانمندسازی و آگاه نمودن جوامع محلی چگونه صورت گرفته است که همین جوامع محلی بهمن ماه سال گذشته یکی از آخرین بازماندگان یوزپلنگ را با ضربات سنگ و چوب از پای درآوردند!

ناکارآمدى پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایى مهمترین عامل در بوجود آمدن شرایط کنونى است. پروژه اى ناکارمد و شکست خورده که بیشتر زمان، انرژى و بودجه آن به جاى اقدامات عملى و اجرایی در راستاى حفاظت، صرف برگزارى همایش ها، نمایش ها و تحقیقات بى حاصل شده است.

تحقیقات بى حاصلى که پس از انقراض یوزپلنگ آسیایى بدون هیچ استفاده اى به بایگانى سپرده خواهد شد و هرگز در راستاى حفاظت از یوز اجرایى نشده است.

واضح و مبرهن است که ملاک موفقیت یا عدم موفقیت یک پروژه حفاظتی در مورد گونه جانوری در خطر انقراض، افزایش یا کاهش جمعیت گونه مربوطه می باشد. بنابراین کاهش شدید جمعیت یوزپلنگ آسیایی تا مرز انقراض ثابت می کند پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایى به هیچ عنوان موفق نبوده است.

البته تدوین چنین پروژه ای با اخذ مشارکت بین المللی در نفس عمل، اقدام مثبتی است اما دلیل ناکارآمدی این پروژه، ضعف در شیوه اجرای این پروژه می باشد.

هنگامیکه یک پروژه ملی با شکست روبرو شده و یا دستاورد مثبتی به همراه نداشته است مسئولان مربوطه می بایست نسبت به تعطیل نمودن و یا ایجاد تغییرات ساختاری در آن پروژه اقدام کنند اما پافشاری سازمان حفاظت محیط زیست بر حفظ ساختار این پروژه ناموفق با وجود روند کاهش جمعیت یوزپلنگ در ایران تامل برانگیز است.

در واقع می توان گفت ۱- ناکارآمدی پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایى و ۲- انفعال سازمان حفاظت محیط زیست در ایجاد تغییرات اساسی در این پروژه ی ناموفق مهمترین دلایل کاهش جمعیت یوزپلنگ در ایران و انقراض قریب الوقوع این سرمایه ملی و جهانی به شمار می روند.

اگر پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایى که تمام وظایف، اختیارات و منابع مرتبط با حفاظت از یوزپلنگ را انحصارا در اختیار گرفته است وجود نداشت و حفاظت از یوز مانند سایر گونه های جانوری بر عهده معاونت محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست و با همکاری سازمان های مردم نهاد می بود، بطور حتم وضعیت یوزپلنگ به مراتب از شرایط کنونی مناسب تر بود.

در حال حاضر در صورتیکه عزمی جدی و ملی برای حفظ نسل یوزپلنگ آسیایی وجود داشته باشد با انجام اقدامات زیر شاید و فقط شاید بتوان از انقراض نسل این گونه ارزشمند جلوگیری نمود:

۱) خرید حقوق عرفی و قانونی دامداران و مرتع داران در داخل ذخیره گاه زیستکره توران و پناهگاه حیات وحش میاندشت و خروج کامل دام اهلی از این دو منطقه.

۲) ایمن سازی محور سمنان – مشهد در محدوده عباس آباد توران از طریق فنس کشی دو طرف جاده و احداث روگذر و زیرگذر.

۳) افزایش نیرو و امکانات حفاظتی از جمله خودرو، موتورسیکلت، بودجه و … در دو منطقه توران و میاندشت.

۴) احداث آبشخور، احیای پوشش گیاهی و کلیه اقدامات لازم در راستای مقابله با اثرات خشکسالی و افزایش طعمه های یوز در زیستگاه های این گونه.

۵) جمع آوری و کنترل جمعیت سگ سانان از جمله سگ های بدون صاحب و سگ های گله در زیستگاه های یوزپلنگ.

۶) پایش مستمر مناطق حفاظت شده و عرصه های طبیعی در مرکز ایران به منظور شناسایی جمعیت ها و زیستگاه های شناسایی نشده

۷) تدوین برنامه عمل جامع یوزپلنگ آسیایی مستقیما زیر نظر معاونت محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست و انتقال وظایف و اختیارات پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی به دفاتر تخصصی (دفتر حیات وحش و دفتر حفاظت و مدیریت شکار و صید) در این معاونت.

گفتن این موضوع آن هم در روز ملى یوزپلنگ آسیایى سخت است اما دانستن حقیقتی تلخ از غرق شدن در رویایى شیرین مطلوب تر است.

در صورت اصرار بر ادامه روند فعلی و عدم اجرای موارد فوق، انقراض یوزپلنگ آسیایی در آینده ای نزدیک حتمی خواهد بود.

+134
-1
  

21 دیدگاه

  1. بیژن می‌گوید:

    یادی کنیم از عزیزان فعال محیط زیست در پروژه یوز که اکنون به اشتباه به اتهام جاسوسی در زندان هستند

    پر طرفدار Thumb up 33 Thumb down 8

  2. آریا می‌گوید:

    این متن به قدر کافی کامل و تکان دهنده است و احتیاجی به اضافه کردن مطلبی در بخش نظرات ندارد ولی کاش مسئولین ما با خواندن این متن از خواب عمیق و چهل ساله ای که درش فرو رفتند بیدار شوند.
    به امید ایرانی آباد با محیط زیستی سالم و پویا.

    پر طرفدار Thumb up 31 Thumb down 0

    • Bardia می‌گوید:

      دولت که کاری نمی کنه،کیا موافقین یه کمپین برا انجام اقدامات فوق با کمک خودمون و دوستداران محیط زیست انجام بدیم؟!اگه نفراتی هستن که مایل به انجام این کار هستید من پی گیر مراحل اداری و دولتیش می شوم که یه کاری کنیم.؟؟!!؟!!

      پر طرفدار Thumb up 11 Thumb down 0

  3. DORNA می‌گوید:

    آخرین یوزپلنگی که در کلینیک پردیسان جان داد، بدبختانه مهر تاییدی بود بر ناکارآمدی مدیران و کارشناسان پروژه حفاظت از یوز…
    شرم آورست وقتی گزارش روزنامه اطلاعات چهارشنبه هفتم شریور۹۷ را می خوانیم و می بینیم آقایان با ابراز خرسندی اعلام می کنند نمونه ژنتیکی این یوزپلنگ در نیتروژن مایع نگهداری می شود! این توهین به شعور مردم است. آقایان شما یوزپلنگی را که با حال عمومی خوب و اشتهای خوب بدون نشانه ای از عفونت یا مسمویت در اختیار داشتید نتوانستید یک هفته مراقبت کنید با بی کفایتی تمام در کمتر از یک هفته حیوان را به جایی رساندید که از شنیدن خبر تلف شدنش آرام گرفتیم که حیوان از شکنجه در کلینیک شما راحت شد.
    پس از تصادف هر یوز پلنگ، در فاصله میامی تا عباس آباد وعده فنس کشی و ایمن سازی جاده را داده اید اما از دریغ چند تابلو راهنمایی و رانندگی که مطابق اصول حرفه ای و تجارب جهانی، طراحی و نصب شده باشد.
    شخصا به این نتیجه می رسم پروژه حفاظت از یوزپلنگ یا یک باند مزدور است برای نابودی این میراث، یا در خوشبینانه ترین حالت افرادی بدون دانش، سواد، تجربه و پر از ادعا…
    نابودی این گونه نام این افراد را به عنوان خائنین به میراث طبیعی ایران ثبت خواهد کرد.

    پر طرفدار Thumb up 36 Thumb down 0

    • در تأیید سخن جناب درنا، باید بگویم که بخش هایی از طبیعت و حیات وحش ایران با برنامه و بطور عمدی نابود شده و یا به سوی نابودی برده شده. اینجا هم غارت و سودجویی نقش دارد و هم برنامه های ضد ایرانی؛ به عنوان مثال وقتی وارد منطقه ی بهشتی تالش ایران شوید، آنجا که دارند سدِّ شفارود را می سازند؛ ناگهان با منطقه ای خشک و ویران شده و ترسناک روبرو می شوید که گیلان زمین را نمی مانَد؛ هیچ شباهتی بین آن ویرانه ی خشکانده شده و گیلان خرم نمی یابید. جنگل های نادر هیرکانی به شکلی نابود شده اند که بیرحمی مطلق را در همان نگاهِ اول می بینی؛ یعنی برای دیدن فاجعه جمله ای لازم نیست بیان شود. هرگز یک فرد ایران دوست و کمی طبیعت دوست و انسان دوست نمی توانسته آن همه ویرانی برجای نهد بی خیال. آنجا با یک تیر کثیف دو نشان زده اند؛ اول جنگل را به بهانه ی سدّ سازی بطور کامل غارت کرده اند؛ و بعد در سدّ سازی دنبال سود هزاران میلیاردی اند. این یک نمونه است از بیشماران در بابِ خیانت به ایران مظلوم و سودجویی. حرف هم بزنی می گویند داریم اِشتغال زایی می کنیم؛ و این دروغ عظیم در صورتی گفته می شود که کارگرانِ بی چیز پیوسته برای حقوق های عقب افتاده ی خود در اعتراض اند.
      راستی، چرا حقوق کارگران پرداخت نمی شود؟!
      در مواردی مشکلات اقتصادی نقش دارد؛ ولی در اغلب موارد(در سرتاسر میهن) این موضوع ربطی به مشکلات ندارد؛ پول ها در بانگ ها نگهداری می شود و در نتیجه پول ده ها هزار کارگر سود های میلیاردی نصیب دیگران می کند. و این داستانی غریب، غم انگیز و بلند است که در این اندک نگنجد.

      پر طرفدار Thumb up 36 Thumb down 0

    • شیر بیشه ای ایرانی می‌گوید:

      کاش این توله یوز آخر زنده می ماند و نمادی برای بی توجهی ما به یوزها می شد ولی افسوس که مرد و به زودی کاملا فراموش می شود ولی باید گفت که دیگر طبیعت کشور تحمل مرگ یوز دیگری ندارد. علت اصلی وضع فعلی یوزها و طبیعت این است که به این مسایل علاقه و توجه کافی وجود ندارد و یا حداقل مشکلات و مسایل دیگری که به آنها اولویت بیشتر می دهیم و کمبود بودجه و مشکلات اداری، دامداری بیش از حد یوزها و دیگر وحوش را نابود کرده است.

      پر طرفدار Thumb up 12 Thumb down 0

  4. ایمان می‌گوید:

    دیده بان گرامی مطالب بسیار ارزشمندی را درج نموده اید ولی با حسرت فراوان؛ دلسوزان راستین حیات وحش اصولا عهده دار کاری نیستند و برخی از افرادی که مسئول حیات وحش رنجور کشور شده اند بیشتر به دنبال منافع مادی و باندی خود هستند.

    پر طرفدار Thumb up 20 Thumb down 0

  5. barbod می‌گوید:

    ما انتخاب کردیم جور دیگه ای زندگی کنیم….ایکاش بمیریم و مثل این آقایون دیگه هیچی نفهمیم

    پر طرفدار Thumb up 14 Thumb down 0

  6. شکارچی مجاز می‌گوید:

    باسلام مسئولین محیط زیست بجای اینکه بفکرحفاظت ازگونه های نادروارزشمندچون یوزایرانی باشندنابخردانه وغیرکارشناسانه درصددممنوعیت شکارپرندگان وپرندگان مهاجردرمازندران میباشدکه سالهاست بروش سنتی وغیرشکارمیشوندوهیچ خللی درجمعیتشان ایجادنشده ومعهذا پس ازخروج ازایران درکشورهای همسایه بدون هیچ محدودیتی شکارمیگردند.مقوله شکارومحیط زیست کارشناس میطلبدنه سواربرموج احساسات مردمی تصمیم گیری کردن …اگرشمادلسوزمحیط زیست بودید اینگونه نبوداوضاع محیط زیست کشور

    داغ Thumb up 5 Thumb down 39

    • زیتونخان اصلی می‌گوید:

      الان چی شد ……مسئولین چیکار کنن…….یوز را ول کنن …..شمارو هم ول کنن پرنده ها رو شکار کنی……

      پر طرفدار Thumb up 29 Thumb down 3

      • زیتون می‌گوید:

        مریضی وول وولک شکاره شما جدی نگیر……خدا چنان پس گردنش بزنه که بچههاش سرطان بگیره…..

        پر طرفدار Thumb up 11 Thumb down 3

      • شکارچی مجاز می‌گوید:

        منظوربنده این بودکه محیط زیست به اولویتها مانتدحفاظت ازیوزبپردازه نه اینکه فقط وفقط بفکرحفاظت ازپرندگان مهاجره.اگرکارشناسانه تصمیم بگیره میتونه برای پرندگان غیرحمایت شده پروانه صادرکنه ودرامدحاصله راصرف حفاظت ازیوزایرانی ونیزسایرمسائل که نیازبه رسیدگی بیشتردارد بکنه.البته دردمحیط زیست ایران اینه که نظرکارشناسان اعمال نمیشه واحساسی تصمیم گیری میشه.

        داغ Thumb up 6 Thumb down 27

    • آریا می‌گوید:

      هر چه قدر به پاییز نزدیک می شویم چرت و پرت گفتن های شکارچیان هم بیشتر میشه.

      پر طرفدار Thumb up 21 Thumb down 5

  7. کفتار راه راه می‌گوید:

    با تشکر از مطلب فوق تا بیست سی سال پیش هم تعداد وحوش در کشور بد نبود ولی الان خیلی کم و محدود شده و کارهای فرهنگی و توانمندسازی و امثالهم جواب نمی دهد و ضروری است زیستگاههای مهم تخلیه و قرق شود و همچنین لازم و بسیار مفید و ارزشمند و خوب است که زیستگاههای بکر و دست نخورده قبل از تصاحب حفاظت شده شوند. برای مثال در غرب جنگل گلستان یک جنگل بزرگ و خالی از هر گونه روستا وجود دارد که حتی از کل پارک ملی گلستان بزرگتر است و ارزش حفاظت دارد. همچنین تکثیر در اسارت یوز و ایجاد ذخیره گاه محصور چند هزار هکتاری برای یوزهای تکثیر سده هم ضروری است.

    پر طرفدار Thumb up 18 Thumb down 2

    • جناب «کفتار راه راه» سلام بر شما
      سخن شما درست است، اما در باب فرهنگ سازی باید بگویم که نقشی عظیم دارد در آگاه سازی جامعه ی بشری؛ من خود در این سال های اینترنتی به تجربه به آن رسیده ام؛ ولی از جهتی سخن شما درست است، زیرا کار فرهنگی(فرهنگ سازی) همیشه و برای همه کس جواب نمی دهد، زیرا کسی که به خلاف عادت کرده، اگر دست قوی قانون را نبیند، دامه می دهد. ولی دقت بفرمایید که ما در این سال ها آگاهی های عظیمی را به میان مردم برده ایم و آن چنان نقشی بزرگ داشته که بی آن حالا ما می توانستیم خیلی عقب باشیم.
      طرح شما درست است؛ ولی در کنارش پیوسته یعنی ناگسسته فرهنگ سازی باید ادامه یابد، زیرا بسیار کارساز می باشد.
      شما توجه کنید، وقتی ما برای طبیعت میهن خود و کلِ زمین زیبا به میدان آمدیم، اردوی عظیمی که حالا به همراه داریم، هرگز نداشتیم؛ این اردو را فرهنگ سازی و پیوسته پردازی جمع آورده. دیدم، کسی در جایی نوشته بود، «فرهنگ توالت نیست که بسازیم.» جناب مگر فقط توالت را می سازند؛ چرا شما از این همه سازه های شگرف بشری به توالت توجه فرموده اید!؟
      فرهنگ ساختنی است و باید ساخته شود و هم باید پیوسته بدان پرداخته شود؛ زیرا تا چشم بگردانی، چیز های غیر ضرور(عمدی و هم صادقانه) در خانه اش ریخته می شود. مثل فرهنگ جهانی همه ی بشریت؛ که فراوان زیبا با خود دارد، ولی خرافات، بد اخلاقی، خشونت، مردم آزاری، گشتن مایه ی خاری و خواری و … نیز در آن وارد شده؛ ولی فرهنگ سازی نوین فقط به زیبایی دامن می زند، یعنی از بدپنداری، زشتی، پلشتی، خرافات و دیگر آفات دوری می جوید.
      ساختن توالت هم یک جور فرهنگ سازی است؛ در بعضی کشور ها(نام بردن درست نیست؛ وگرنه نمونه می آوردم) در بسیاری از خانه های حتی شهری توالت نیست؛ دیوار گِلی سوراخی دارد که که هرچه زشت در حیاط است از آن طریق به بیرون و کوچه رانده می شود؛ و چون مردم به آن بسیار زشت عادت کرده اند، دیگر حتی زشت اش نمی بینند. ولی بعد ها که از دیگران یاد می گیرند شیوه ی پاکیزه زیستن را، دیگر هرگز حاضر نیستند به شیوه ی وحشتناک قبلی برگردند؛ چنانکه حتی در آن مورد دیگر اندیشیدن آزار دهنده می شود.
      فرهنگ سازی لازم است؛ بسیار لازم است و خیلی خوب جواب می دهد، و باید ادامه یابد. ولی همانطور که «کفتار راه راهِ» عزیز فرموده، کافی نیست؛ باید همراه فرهنگ سازی به اقدامات دیگری نیز دست زد، زیرا در غیر این صورت حتمن کسانی هستند که قانون و حتی عرف های زیبا را رعایت نمی کنند.
      در این منگفت بناچار این موضوع بسیار مهم را خلاصه و گِرد کردم؛ وگرنه خیلی حرف ها هست که باید در این راستای نیک زده شود؛ پس بمانَد. ولی هر کسی، حتی بی راهنما، با اندیشیدن کمابیش توان آن را دارد که به زیبایی* برسد.

      * حال این سوال پیش می آید که، زیبایی چیست؟
      هر کسی که از زشتی گریزان است، می تواند به نوعی به زیبایی برسد که مایه ی خردگرایی، پیشرفت، مِهر، عدالت، دلیری، آزادگی و صلح و سازندگی در جامعه ی بشری است.
      داستایوسکی اهمیت زیبایی را آنقدر والا می بیند که از زبان «کنیاز میشکین» در کتاب «ایدیوت»(احمق) می گوید: «زیبایی جهان را نجات می دهد.»
      کوتاه: بدون فرهنگ سازی و نقد اندیشمندانه ی تخصصی و دلسوزانه، بیشک جامعه بشری به ویرانی تن در خواهد داد؛ چنانکه همینک نتایج یورش های سیاه در جامعه ی بشری به وضوح دیده می شود بسیار غم انگیز. پس برای دیگر شدن، باید ایستاد و پیوسته، یعنی ناگسسته و نسل در نسل تلاش نمود، تا پرچم زیبایی بر افراشته شود دلپذیر؛ و این تازه آغاز کار است؛ اصل کاری، حفظ زیبایی ست.

      پر طرفدار Thumb up 10 Thumb down 0

  8. علیرضا می‌گوید:

    باسلام و تشکر از مطالب فوق
    یوزهایی که در بافق کشته شدند، توسط افراد بومی کشته نشدند هرچند که در آن زمان بدلیل عدم فرهنگ سازی حفظ حیات وحش در کشور اگر این تعداد یوز در ملک خصوصی هر شهروندی در تمام نقاط کشور هم که بود سرگذشتی بهتر از این نداشت. کما اینکه بعد از گذشت ۲۴ سال هنوز هم شاهد از بین بردن گونه های متعدد از حیات وحش در گوشه گوشه این سرزمین هستیم. به امید روزی که همه بدانیم :
    هرجنبنده ای که در روی زمین وجود دارد او نیز به مانند انسان حق حیات دارد.

    پر طرفدار Thumb up 7 Thumb down 0

  9. زیتونخان اصلی می‌گوید:

    والا یه باغ وحش تو المان ۶۰ تا توله یوزپلنگ بدنیا اورده …..یوزها را هم به باغ وحش های دیگر اروپا میداد……حکایت ما در بی عرضگی گرفتن توله در پردیسان خیلی مشکوکه……باید دوربین های سایت تکثیر بر روی وب بصورت انلاین قرار بگیره تا همه مردم ایران نظارت کنن…..البته با یه بازبینی حفاظتی محل دوربین(ترور اون گوزن زرد تو پارک پردیسان تکرار نشه)…..

    پر طرفدار Thumb up 23 Thumb down 0

  10. حسن می‌گوید:

    فارغ از هر دانش و هر فهم و هر دلبستگیست می رود در راه و نا داند که مقصد در کجاست
    احکایت این جماعت

    پر طرفدار Thumb up 4 Thumb down 0

  11. پلنگ ایرانی می‌گوید:

    دوستان ویاران عزیز همه ما میدونیم که افرادی که مسئول پروژه حفاظت از یوز پلنگ هستند افرادی نا لایق یا بهتر بگم غیر متخصص هستند
    چطور یه خانم با امکانات محدود طی چند سال داخل باغ تخصصی خودش میتونه حدود ۵۰ یوز پلنگ پرورش بده اما ما با این همه ادعا و امکانات یه کشور حتی نمیتونیم یه فنس کشی ساده و یا چند تا تابلو راهنما و هشدار نصب کنیم حالا کارای دیگه بماند
    شبکه مستند برنامه داره بنام مهاجرتهای مدرن که دقیقا نشون میده برای اینکه ظرفیت یه زیستگاه پر بشه از یه زیستگاه دیگه که ظرفیت خوبی داره حیوانات رو جابجا میکنند
    از همین برنامه میشه استفاده کرد و از اونا یاد گرفت که ماهم میتونیم این جابجایی رو در مورد یوز پلنگ و خیلی از حیوانات انجام بدیم تا حافظ نسل اونا باشیم
    ما از هندوستان هم کمتریم که با داشتن ۱۴قلاده شیر الان حدود ۴۰۰قلاده شیر دارن

    موافقم / مخالفم Thumb up 1 Thumb down 0

  12. منصور می‌گوید:

    باخسته نباشید به همه محیطبانان سخت کوش کشور وخداقوت به انانی که درراه اعتلای محیط زیست ایران وجهان تا سرحد جانشان مایه میگذارند درست است که تلاشهای همه فداکاران محیط زیست اثرسودمند درپیشرفت محیط زیست دارد ولی ازهمه مهمتر اگاه کردن مردم ازوضعیت حال محیط زیست است اگرمردم بدانندکه محیط زیست یک همراهی عمومی نیاز داره شاید بشود لااقل جلو زیانها را گرفت این اتش سوزیهای عمدی که بوسیله عده ای افراد سودجو ومنفعت طلب که انگار میراث پیشینیان خودشان را میخواهند باید مردم ازنمایندگانشان بخواهند که جلو اینان رابگیرند تا این درد به بیماری مزمنی کشنده تبدیل نگردد به نظر من خدا کند که بلای افتاده به جان محیط زیست کشور با منقرض شدن یک یا چند حیوان نگون بخت ازمیان برود وگرنه فاتحه کل جنگلها وگونه ها حتمی ومسلم است بیشتر دولتمردان هم که درفکرمحیط زیست نیستند

    پر طرفدار Thumb up 14 Thumb down 0

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>