اشتباه روستاییان مرودشت سه توله خرس قهوه‌ای را از طبیعت حذف نمود

پایگاه خبری دیده‌بان محیط زیست ایران (IEW): حدود دو هفته قبل گروهی از افراد محلی سه توله خرس را در ارتفاعات مرودشت مشاهده نموده و از روی دلسوزی و علاقه به آن‌ها آب ‌و غذا داده و مدتی با توله‌ها بازی می‌کنند.

این افراد سو نیتی نداشته و موضوع را به اداره محیط زیست مرودشت نیز اطلاع می‌دهند. محیط‌بانان مرودشت که از قبل از حضور این سه توله به‌همراه مادرشان در منطقه مطلع بوده و آن‌هارا مشاهده کرده بودند به روستاییان تذکر می‌دهند به‌هیچ عنوان مجددا به آن محدوده نزدیک نشوند.

متاسفانه اقدام اشتباه این افراد (که برخی از آن‌ها همیار محیط زیست نیز هستند) در غذا دادن و بازی کردن با توله‌ها که ظاهرا چندین بار نیز تکرار شده بود شد، باعث شد خرس مادر ترسیده، محل را ترک کند و به سراغ بچه‌هایش بازنگردد.

پس از گذشت دو هفته از این موضوع محیط‌بانان حین پایش منطقه متوجه شدند خرس مادر توله‌‌هایش را رها کرده و آن محدوده را ترک کرده است.

نیروهای محیط زیست به ناچار روز سه‌شنبه ۹۹/۲/۹ عازم ارتفاعات شده و پس از ساعت‌ها جست‌وجو در منطقه دو توله را که بسیار ضعیف و لاغر شده بودند پیدا کرده و به پایین منتقل نمودند.

از سرنوشت توله سوم نیز اطلاعی در دست نیست و احتمالا از بین رفته است.

پایش گسترده منطقه توسط محیط‌بانان و عدم‌‌مشاهده لاشه‌ خرس بالغ، همچنین مشاهده خرس مادر طی هفته‌های گذشته بیانگر آن است که خرس مادر زنده و سالم بوده و‌ صرفا به‌دلیل ترس از حضور روستاییان در کنار لانه و بغل کردن توله‌ خرس‌ها، محل را ترک کرد و پذیرش مجدد توله‌ها امنتاع کرده است.

توله خرس‌ها که به‌دلیل عدم دستیابی به آب و مواد غذایی کافی به‌شدت ضعیف و دچار مشکل کلیه شده‌اند هم‌اکنون در یک کلینیک دامپزشکی تحت مراقبت و درمان هستند.

فیلم اول مربوط به بازی کردن و عکس گرفتن با توله خرس‌ها توسط روستاییان حدود دو هفته قبل، فیلم دوم مربوط به مراحل تیمار و درمان توله‌ها است.
 

.

.

.

+1
-1
  

6 دیدگاه

  1. طبیعی ست که روستاییان اشتباه کرده اند. ولی اشتباه اصلی از مسئولین سر زده؛ زیرا آن ها برای همین کار ها حقوق می گیرند. پس وظیفه دارند در مناطقی که دارای جانوران وحشی است، برای مردم سخنرانی کرده و هم کتبی اطلاع رسانی نمایند. این کار باید هر ساله و پیوسته انجام گیرد تا در اذهان نهادینه گردد. متأسفانه محتوای آن ضرب المثل زیبا فراموش شده – «علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد.» بار ها برای حفظ جنگل اخطار داده ام؛ ولی اغلب بعد از آتش گرفتن جنگل ها، اطلاع رسانی می کنند! نوش دارویی که نمک بر زخم را می مانَد. مسئولین محترم باید بپذیرند که از سوی آن ها کمکاری صورت گرفته.
    بسیار حیف شد که توله ها از زندگی طبیعی دور شدند و به یک شبه زندگی دچار گشتند. آن کجا و این کجا؟

    پر طرفدار Thumb up 16 Thumb down 2

    • زیتون می‌گوید:

      متوجه این حکم قطعی عدم بازگشت توله ها به طبیعت نمیشم …..آیا در تمام دنیا روال اینگونه است که حیوانات بزرگ شده توسط انسان به هیچ وجه نمیتوانن به طبیعت برگردن……یا چون در ایران تخصص و بودجه اش نیست حیوان به طبیعت نمی تونه بر گرده(اطلاعات تخصصی در مورد نحوه زندگی حیات وحش ایران …..چه جوری آب پیدا می کنن ….رژیم غذایشون چیه ….چگونه برای غذا به انسان ها دستبرد میزنن……)……اگه اینطوره باید گفت روحت شاد اسکندر فیروز که پایه سازمان محیط زیست را اشتباه گذاشتی….

      پر طرفدار Thumb up 6 Thumb down 2

      • جناب زیتون محترم، من بسیار خوشحال می شوم که توله ها را به طبیعت برگردانند. نظر من این است که اگر حتی شانس زنده ماندن در طبیعت پنجاه پنجاه باشد، باز بهتر است که برگردانند. ولی اغلب بخاطر دست آموز شدن، و نترسیدن از انسان می توانند در طبیعت بطور طبیعی و یا به وسیله ی انسان ها از بین بروند. من هیچ حکمی صادر نکرده ام؛ فقط بخاطر اینکه فکر می کردم توله ها را به طبیعت بر نمی گردانند، با افسوس نوشتم «به یک شبه زندگی دچار گشتند» ای کاش آنطور که من فکر کردم نباشد، و در نهایت به طبیعت برگردانده شوند.
        سال پیش دیدم دو توله ی نسبتن کوچک را در پاییزِ لخت رها کردند! در همین سایت ویدیوی آن را دیدم. آیا آن ها زنده ماندند؟
        به نظر من بهترین زمان رها کردن اردیبهشت است. حال اگر در تابستان هم رها کنند، باز علف و دانه های جنگلی یافت می شود. چون برای خواب زمستانی می روند؛ اگر حسابی چربی جمع نکرده باشند، می توانند دوام نیاورند و تلف شوند. آیا آن خرسَک ها توانستند مغار زمستانی بیابند؟ آیا زنده ماندند؟
        آیا کسی پی گیری کرد؟
        چون من بعد از آن دیگر خبری از آن ها در جایی ندیدم. امید که زنده مانده باشند.

        پر طرفدار Thumb up 5 Thumb down 0

        • زیتون می‌گوید:

          جناب آقای حبیبی منظورم اینکه حیوون نمی تونه مربی انسانی داشته باشه تا راهکارغذا پیدا کردن(مثلا یادش بده زیر این تخته سنگ ها لارو حشرات پیدا میشه یا ریشه این گیاه خوردنی است) و انتخاب پناهگاه مناسب را پیدا کنه؟……والا اگه میشه سگ را آموزش داد تا یکه شناس باشه و بجز صاحب خودش به دیگران اعتماد نکنه چرا نشه خرس را آموزش داد….اصلا ما داکیومنتی از زندگی خرس در ایران داریم (تحقیق علمی دقیق و معتبر و جامع)…..اگه نداریم پس تو این ۵۰ سال سازمان محیط زیست بودجه را چیکار کرده …..در سازمان محیط زیست کسی که عاشق حیات وحش ایران نیست و براش فداکاری نمی کنه باید شناسایی و اخراج بشه(نظر شخصی خودم اعدامه چون خیانت محرزه ….بدلیل داشتن اطلاعات طبقه بندی از محیط زیست ایران ممکنه دزد با چراغ بشه)…….

          پر طرفدار Thumb up 4 Thumb down 1

          • به نظر من بخش عظیمی از مشکلات بر می گردد به دو امر مهم؛ یکی نبودن شناخت و آگاهی علمی کافی از جهان طبیعت و حیات وحش. و دومی عاشق نبودن است. بار ها نوشته ام که گذشته از داشتن دانش کافی، باید عاشق بود. باید طبیعت را با تمام هستی خود دوست داشت. در جامعه ی ما این هر دو یا یافت نمی شود و یا بسیار نادر است. و به همین دلیل افراد مثلن مسئول در خدمت چپاولگران طبیعت و حیات وحش میهن قرار می گیرند. دوست ندارم انشا بنویسم و هوایی حرف بزنم. پس همیشه با نوشته های خود گواه می آورم؛ گواهان استوار.
            بگذارید یک نمونه ی بسیار بسیار غم انگیز را اینجا بیاورم تا مشت گردد از خروار. سال ها نوشتم؛ سال های سال. گاه در نیمه های شب از خواب بر می خاستم و عاشقانه می نوشتم. تا اینکه فریاد های مرا در تهران روشن بزرگوارانی میهن دوست و طبیعت دوست شندیدند و طرح پیشنهادی من به مجلس رفت و تصویب شد. برای اولین بار در تاریخ میهن ما غارت و ویرانی جنگل های مظلوم میهن خشکیده و نیمه خشکیده با تصویب آن طرح ممنوع گشت. این یک پیروزی عظیم بود برای جنگل دوستان.
            فکر می کنید چه کسانی آن را به سود غارتگران نقض کردند؟ چند مسئول اصلی امور جنگل از استان گیلان + سکوت باقی “مسئولان” + نماینده ی سه شهرستان غرب گیلان(آقای محمود شکری) و رییس سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور(آقای خلیل آقایی)، که دیرتر دستگیر و زندانی شد(خبر – «بازداشت معاون وزیر جهاد و رییس سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور» – خواستید جستجو کرده مشروح خبر را بخوانید). در آن خلافکاری ضد میهنی یک وزیر(علی ربیعی) که حالا سخنگوی دولت است نیز نقش داشت، نقش اصلی را داشت؛ که برکنار شد. البته به دلایل دیگری برکنار شد. از این نمونه های گریه آور بی شمار است.
            حال لحظه ای بیندیشید که ما با چنین جمعی می خواهیم عاشقانه از طبیعت و حیات وحش میهن پشتیبانی نماییم! شوخی را می مانَد، نه؟
            در ضمن غارتگرانی که آن “مسئولین” از آن ها دفاع کردند و آن قانون مقدس(منع بریدن جنگل ها) را شکستند، در ماسال یک قهرمان ملی را سر بریدند. دو نفر از افراد عامل جنایت اعدام شدند؛ ولی هنوز از افشای آمران آن جنایت بی سابقه، خبری نیست! جنگلبانی از اهالی لاهیجان که بسیار جنگل را دوست می داشت؛ در شهرستان ماسال، سر در آن راه مقدس گذاشت.
            این است وضع ما. حال «تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل»

            این حقایق وحشتناک را منتشر سازید تا عاشقان این سر زمین بخوانند و بدانند، تا در پی چاره باشند. سانسور هیچ مشکلی را حل نمی کند؛ بلکه مزمن می سازد. چندی پیش از جنایات و خلافکاری های رسمی علیه جنگل در مازندران نوشتم؛ منتشر نشد! چرا؟! یک مسئول بالای دولتی در آن خلافکاری ضد جنگل مستقیم دست داشت؛ چرا منتشر نشد؟!

            پر طرفدار Thumb up 3 Thumb down 0

  2. اشکان می‌گوید:

    سلام
    خیلی خیلی ناراحت شدم .

    پر طرفدار Thumb up 4 Thumb down 0

پاسخ دادن به زیتون لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>